قلمرو کورش بزرگ در اوج قدرت

چند سخن از کورش:

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد .

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .

پست ثابت درمورد نام وبلاگ

کاخ صد ستون (تالار تخت) » تخت‎ جمشید

2sadeh gah p2 كاخ صد ستون (تالار تخت) » تخت‎ جمشید | تاریخ ما Tarikhema.ir

ادامه نوشته

سال نو مبارک

ا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد

رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت

را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم.


Or converting Alqlvb and Alabsar or Mdbralyl and hour

Or delegated to efficiently Alhvl and Alahval around Halna already

New Year's reincarnation and the eternal power and divine sign of the vibrant Spring is nature's rebirth

Congratulated all those joins and a year full of blessings and spirituality

Sobhan Azdrgah to God and ask for Shmazyzan adapted.




استان گلستان

 

 

با توجه به خصوصيات دما و بارش در اين مركز استان گرگان مديترانه اي معتدل و سرد كوهستاني خشك و نيمه استان انواع آب و هواي را مي توان در استان مشاده كرد. از شهرهاي خشك و مرطوب و نيمه مرطوب گنبد علي آباد بندر تركمن بندر گز آق قلا گاليكش راميان و ...

ديدنيهاي استان

امامزاده نور

امامزاده اسحاق بن موسي بن جعفر يكي از مفاخر معنوي و روحاني شهر گرگان در محله سرچشمه اين شهر واقع شده و داراي قدمتي 600 ساله است. اسحاق بن موسي بن جعفر برادر تني حضرت امام رضا (ع) است. اكثر كساني كه به زيارت اين امامزاده مي آيند دانشجويان محصلين و افراد زير 30 سال هستند.

برج قابوس گنبد كاوس

اين برج در شمال پارك تفريحي شهر گنبد واقع شده و داراي بنايي آجري است كه از هزار سال پيش تاكنون بر روي تپه خاكي خودنمايي مي كند و يكي از بناهايي است كه در عين سادگي نه تنها در خاك ايران بلكه در سراسر جهان شناخته شده است.

جنگل ناهار خوران

در 7 كيلومتري جنوب شهر گرگان پس از گذر از جاده اي مشرف به درختان سبز و نمايي از طبيعت زيباي خدادادي و در مسير اين جاده جنگل ديدني و معروف ناهار خوران قرار داد. موقعيت استثنايي ناهار خوران حتي در بولتنهاي گردشگري دنيا جهت آگاهي مردم ساير كشورها گنجانده شده است. ناگفته نماند كه نوروزي جمعيت زيادي از نقاط مختلف ميهن اسلاميمان براي بهره مندي از اين محيط زيبا به جنگل ناهار خوران در تعطيلات عزيمت مي كنند. جنگل ناهار خوران داراي مجتمع اقامتي براي اقامت شبانه روزي مسافران است.

پارك ملي گلستان

نخستين پاركي كه در ايران عوان پارك ملي را به خود اختصاص داده پارك ملي گلستان است . اين پارك در حوزه استانهاي گلستان سمنان و راسان واقع شده و منطقه اي كوهستاني است. پارك ملي گلستان به دليل ارزشهاي بي شمار طبيعي وجود جنگلهاي سرسبز و بكرو گونه هاي متنوع گياهي و جانوري از جمله مناطق معدودي است كه با نامدارترين پارك ملي مشابه خود در دنيا برابري مي كند.

چشمه هاي سارهاي

يكي از مناظر ديدني پارك ملي گلستان وود چشمه سارهاي متعدد در جايجاي اين منطقه منحصر بفرد است به نحوي كه افزون بر 20 چشمه در شمال جنوب شرق و غرب پارك جاري است.

صنايع دستي و سوغاتي ها

صنايع دستي مانند قاليچه، گليم، جاجيم، نمد، چادرشب، ظرف سفالي و وسايل چوبي از جمله منابع درآمد اين استان محسوب مي شود. گرگان و گنبد به منطقه طلاي سفيد پنبه معروف است.

قالي، پشتي هاي تركمن، جاجيم هاي كوهستانهاي گرگان صنايع دستي روستايي ماهي و خاويار سوغات هاي اين استان مي باشد.

بوی عید

ماهی در هفت سین نماد سلامت و زندگی، باروری و عشق و برکت است که این روزها بازار خرید و فروش خوبی دارد.

 

  • بوی عید در خیابان های شهر
  • بوی عید در خیابان های شهر
  • بوی عید در خیابان های شهر
  • بوی عید در خیابان های شهر
  • بوی عید در خیابان های شهر
  • بوی عید در خیابان های شهر
  • بوی عید در خیابان های شهر
  • بوی عید در خیابان های شهر
  • بوی عید در خیابان های شهر
  • بوی عید در خیابان های شهر
  • بوی عید در خیابان های شهر
  • بوی عید در خیابان های شهر
  • بوی عید در خیابان های شهر
  • بوی عید در خیابان های شهر
  • بوی عید در خیابان های شهر

آرامگاه باباطاهرهمداني

 

عارف وارسته - باباطاهرهمداني از شاعران معروف اواسط قرن پنجم هجري ايران و معاصر طغرل بيك سلجوقي بوده است بابا لقبي بوده كه به پيروان وارسته مي داده اند و عريان به دليل بريدن وي از تعلقات دنيوي بوده است . ترانه ها يا دو بيتي هاي بابا طاهر در بحر هزج مسدس محذوف و به لهجه لري سروده شده است دو قطعه چند غزل با لهجه لري مجموعه كلمات قصار به زبان عربي و كتاب سرانجام از آثار ديگر وي است اشعار او سرشار از معاني دل انگيز و عواطف رقيق است و كتاب سرانجام شامل دو بخش عقايد عرفا و صوفيان و الفتوحات الرباني في اشارات الهمداني است . از خاندان تحصيلات و زندگي بابا طاهر اطلاعات صحيحي در دسترس نيست اما در سال 447 هجري با طغرل سلجوقي ديدار كرده و مورد احترام او نيزقرار گرفته است و در يكي از دو بيتي هاي مشهورش سال تولدش را به حروف ابجد گنجانيده كه پس از محاسبه توسط ميرزا مهدي خان كوكب در عهد قاجار به سال 326 هجري رسيده است و پس از 85 سال زندگي سراسر عشق و شور وفات يافته است آرامگاه وي در شمال شهر همدان در ميدان بزرگي به نام وي قرار دارد بناي مقبره بابا طاهر در ادوار گذشته چندين بار بازسازي شده است در قرن ششم هجري برجي آجري و هشت ضلعي بوده است در دوران حكومت رضاخان پهلوي نيز بناي آجري ديگري به جاي آن ساخته شده بود درجريان اين بازسازي لوح كاشي فيروزه اي رنگي مربوط به قرن هفتم هجري بدست آمد كه داراي كتيبه اي به خط كوفي برجسته و آياتي از قرآن مجيد است و هم اكنون در موزه ايران باستان نگهداري مي شود. احداث بناي جديد در سال 1344 شمسي با همت انجمن آثار ملي و شهرداري وقت همدان و توسط مهندس محسن فروغي انجام شده است در اطراف بناي جديد فضاي سبز وسيعي احداث شده كه زيبايي آن را دو چندان كرده است برخي از بزرگان و اديباني كه در جوار مزار بابا طاهر آرميده اند عبارتند از : محمد ابن عبدالعزيز از ادباي قرن سوم هجري ابولفتح اسعداز فقهاي قرن ششم جاي ميرزا علي نقي كوثر از دانشمندان قرن سيزدهم و مفتون همداني از شعراي قرن چهاردهم ( متولد 1268 در همدان متوفي به سال 1330 و صاحب ديوان شعر و انسان كامل ) اين بناي تاريخي طي شمار 1780 مورخه 21/2/1376 به ثبت آثار تاريخي و ملي ايران رسيده است.

 

عید نوروز چگونه شکل گرفت

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

فلسفه عید نوروز



سر آغاز جشن ِ نوروز، روز نخست ماه فروردین (روز اورمزد) است و چون برخلاف سایر جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمی‌کشد ، بر سایر جشن‌ها‌ی ایران باستان برتری دارد. در مورد پیدایی این جشن افسانه‌های بسیار است ، اما آنچه به آن جنبه‌ی راز وارگی می‌بخشد ، آیین‌های بسیاری است که روزهای قبل و بعد از آن انجام می‌گیرد. اگر نوروز همیشه و در همه جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز می‌شود ، حیرت انگیز نیست چرا که بی‌نظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان ، نا آرامی را ریشه‌ی آرامش و پریشانی را اساس سامان می‌دانستند و چه بسا که در پاره‌ای از مراسم نوروزی ، آن‌ها را به عمد بوجود می‌آوردند ، چنان که در رسم باز گشت ِ مردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردین) چون عقیده داشتند که فروهر‌ها یا ارواح درگذشتگان باز می‌گردند ، افرادی با صورتک‌های سیاه برای تمثیل در کوچه و بازار به آمد و رفت می‌پرداختند و بدینگونه فاصله‌ی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم می‌ریختند و قانون و نظم یک ساله را محو می‌کردند. باز مانده‌ی این رسم ، آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت. از دیگر آشفتگی‌های ساختگی ، رسم میر نوروزی ، یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقه‌های پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر می‌گزیدند و سلطان موقت ? بر طبق قواعدی ? اگر فرمان‌های بیجا صادر می‌کرد ، از مقام امیری بر کنار می‌شد. حافظ نیز در یکی از غزلیاتش به حکومت ناپایدار میر نوروزی گوشه‌ی چشمی دارد: سخن در پرده می‌گویم ، چو گل از غنچه بیرون‌ای که بیش از چند روزی نیست حکم میر نوروزی. خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد ؛ نخست درهم ریختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زیر و رو می‌شد. در بعضی از نقاط ایران رسم بود که حتا خانه‌ها را رنگ آمیزی می‌کردند و اگر میسر نمی‌شد ، دست کم همان اتاقی که هفت سین را در آن می‌چیدند ، سفید می‌شد. اثاثیه‌ی کهنه را به دور می‌ریختند و نو به جایش می‌خریدند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی‌ها و اندوه‌های یک ساله بود واجب می‌دانستند. ظرف‌های مسین را به رویگران می‌سپردند. نقره‌ها را جلا می‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک می‌کردند. فرش و گلیم‌ها را غاز تیرگی‌های یک ساله می‌زدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان ، فروهر‌ها (ریشه‌ی کلمه‌ی فروردین) در این روز‌ها به خانه و کاشانه‌ی خود باز می‌گردند ، اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال می‌شوند و برای باز ماندگان خود دعا می‌فرستند و اگر نه ، غمگین و افسرده باز می‌گردند. از این رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشک و عنبر می‌سوزاندند و شمع و چراغ می‌افروختند. در بعضی نقاط ایران رسم است که زن‌ها شب آخرین جمعه‌ی سال بهترین غذا را می‌پختند و بر گور درگذشتگان می‌پاشیدند و روز پیش از نوروز را که همان عرفه یا علفه و یا به قولی بی بی حور باشد ، به خانه‌ای که در طول سال در گذشته‌ای داشت به پُر سه می‌رفتند و دعا می‌فرستادند و می‌گفتند که برای مرده عید گرفته اند. در گیر و دار خانه تکانی و از 20 روز به روز عید مانده سبزه سبز می‌کردند. ایرانیان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبیا ، عدس ، ارزن ، نخود ، کنجد ، باقلا ، کاجیله ، ذرت ، و ماش به شماره‌ی هفت- نماد هفت امشاسپند - یا دوازده ? شماره‌ی مقدس برج‌ها ? در ستون‌هایی از خشت خام بر می‌آوردند و بالیدن هر یک را به فال نیک می‌گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= اندیشه‌ی نیک) ، هوخت (= گفتار نیک) و هوو.رشت (کردار نیک) سبز می‌کردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آنها می‌دانستند. چهار شنبه سوری که از دو کلمه‌ی چهارشنبه ? منظور آخرین چهارشنبه‌ی سال ? و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبه‌ی سرخ ، مقدمه‌ی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه می‌کردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود و البته خرید هرکدام هم آیین خاصی را تدارک می‌دید. غروب هنگام بوته‌ها را به تعداد هفت یا سه (نماد سه منش نیک) روی هم می‌گذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان می‌شد ، آن را بر می‌افروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. در بعضی نقاط ایران برای شگون ، وسایل دور ریختنی خانه از قبیل پتو ، لحاف و لباس‌های کهنه را می‌سوزاندند. آتش می‌توانست در بیابان‌ها و رهگذرها و یا بر صحن و بام خانه‌ها افروخته شود. وقتی آتش شعله می‌کشید از رویش می‌پریدندو ترانه‌هایی که در همه‌ی آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود ، می‌خواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمی‌کردند تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسی جمع می‌کرد و بی آنکه پشت سرش را نگاه کند ، سر ِ نخستین چهار راه می‌ریخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه که می‌پرسیدند: "کیست؟" می‌گفت: "منم." - " از کجا می‌آیی؟" - "از عروسی... " - "چه آورده‌ای؟" - "تندرستی..." شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق (روزنه‌ی بخاری) شال درازی را به درون می‌انداختند. صاحب خانه می‌بایست هدیه‌ای در شال بگذارد. شهریار در بند 27 منظومه‌ی حیدر بابا به آیین شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد: برگردان بند 27: عید بود و مرغ شب آواز می‌خواند دختر نامزد شده برای داماد ، جوراب نقشین می‌بافت... و هر کس شال خود را از دریچه‌ای آویزان می‌کرد وه... که چه رسم زیبایی است ? رسم شال اندازی ? هدیه عیدی بستن به شال داماد... برگردان بند 28 من هم گریه و زاری کردم و شالی خواستم شالی گرفتم و فوراً بر کمر بستم شتابان به طرف خانه‌ی غلام (پسر خاله‌ام) رفتم ، و شال را آویزان کردم... فاطمه خاله‌ام جورابی به شال من بست "خانم ننه‌ام" را به یاد آورد و گریه کرد... شهریار در توضیح این رسم می‌گوید: "در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نمی‌بایست در مراسم عید شرکت می‌کردیم ولی من بچه بودم ، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دویدم." از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی که نماد گذار از مشکل بود می‌ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود ، زیر پا می‌گذاشتند. نیت می‌کردند و به گوش می‌ایستادند و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود می‌دانستند. آنها در واقع از فروهر‌ها می‌خواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند ، بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهر‌ها... زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه‌ی خوراک و خوردن بود. ایرانیان باستان برای فروهر‌ها بر بام خانه غذاهای گوناگون می‌گذاشتند تا از این میهمانان تازه رسیده‌ی آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهر‌ها پنهان و غیر محسوس اند ، کسانی هم که برای قاشق زنی می‌رفتند ، سعی می‌کردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر می‌دانستند ، دریافتشان را خوش یُمن می‌پنداشتند. اما اصیل ترین پیک نوروزی سفره‌ی هفت سین بود که به شماره‌ی هفت امشاسپند از عدد هفت مایه می‌گرفت. دکتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سین را چیدن هفت سینی یا هفت قاب بر خوان نوروزی می‌داند که به آن هفت سینی می‌گفتند و بعدها با حذف (یای) نسنت به صورت هفت سین در آمد. او عقیده دارد که هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران این سفره را ، سفره‌ی هفت سینی می‌گویند. چیزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنایی و افزونی ، آتشدان ، نماد پایداری نور و گرما که بعد‌ها به شمع و چراغ مبدل شد ، شیر نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره ، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آیینه نماد شفافیت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زایش و باروری ، سیب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سکه‌های تازه ضرب نماد برکت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شده‌ی اسفند ، حوت (= ماهی) ، نارنج نماد گوی زمین ، گل بید مشک که گل ویژه‌ی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب که باز مانده‌ی رسم آبریزان یا آبپاشان است ( بر مبنای اشاره‌ی ابو ریحان بیرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاکستر آن آلوده می‌شود و لذا آب پاشیدن به یکد یگر نماد پاکیزگی از آن آلایش است. ) نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنیر ، شکر ، بَرسَم (= شاخه‌هایی از درخت مقدس انار ، بید ، زیتون ، انجیر در دسته‌های سه ، هفت یا دوازده تایی) و کتاب مقدس. بعضی از مؤمنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی علیه السلام می‌دانستند چنانکه‌هاتف اصفهانی می‌گوید: نسیم صبح عنبر بیز شد ، بر توده‌ی غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا همایون روز نوروز است امروز و به فیروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا بد نیست اشاره شود که در زمان شاهی ِ فتحعلیشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند که شاعران به جای مدح ، حقیقت گویی کنند. شاعری با تکیه بر این فرمان شعر زیر را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صله‌ی قابل توجهی هم دریافت نمود ! مگر دارا و یا خسرو ست این شاه بدین جاه و بدین جاه و بدین جاه ز کیخسرو بسی افتاده او پیش بدین ریش و بدین ریش و بدین ریش ز جاهش مُلک کیخسرو خراب است ز ریشش ریشه‌ی ایران در آب است در پایان با آرزوی سالی خجسته با ترجمه‌ی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام می‌بریم: مگر نمی‌بینی که ؛ خورشید به برج بره اندر شده و اندازه‌ی زمانه برابر گردیده؟ مگر نمی‌بینی که ؛ مرغان پس از زبان گرفتگی به آواز خوانی پرداخته‌اند؟ مگر نمی‌بینی که ؛ زمین از پارچه‌های رنگین گیاهان جامه بر تن کرده؟ پس بر نوشدن زمانه شاد کام می‌باش.. 

تاریخچه عمو نوروز و حاجی نوروز

تاریخچه عمو نوروز و حاجی نوروز

عمو نوروز، حاجی فیروز ، میر نوروز ، حاجی فیروز ،

 

عمو نوروز و حاجی فیروز اصلا فرعی نیستند ، خیلی هم اصلی اند . داستان عمو نوروز ، داستانی عاشقانه است . عمو نوروز منتظر زنی است . آنها می خواهند با هم ازدواج کنند . این داستان می تواند به آن ازدواج مقدس الهه و شاه مربوط باشد . در واقع آن زن بی نام ( سال ) عاشق عمو نوروز است و آن الهه هم عاشق شاه است .
عمو نوروز نماد کسی است که برکت می دهد ، حالا شاه یا هر کس دیگر و آن زن هم منتظر عمو نوروز است .
معمولا زن همیشه با زمین هم هویت است ، جز در بعضی از اساطیر مصری که زمینش مذکر است ، معمولا زن و زمین یکی هستند .
الهه که عاشق شاه است ، او را انتخاب می کند و آن زن عاشق ( سال ) هم عمو نوروز را برمی گزیند .

ادادمه داستان عمو نوروز را در ادامه مطلب ببینید


دیدار زن و عمو نوروز اتفاق نمی افتد . زن هیچوقت در زمان عمو نوروز بیدار نیست ، آن قدر خانه را روفته و روبیده و کار کرده که خوابش برده . زن صاحب خانه است و مرد مسافر ، و این سفر همیشه ادامه دارد . اما داستان حاجی فیروز بسیار جدی تر و مهم تر است . مرحوم مهرداد بهار حدس زده بود که سیاهی صورت حاجی فیروز باید مربوط به بازگشت او از دنیای مردگان باشد . ظاهرا داستان از این قرار است که " ایشتر " که همان الهه تموز است شاه – دوموزی – را برمی گزیند . یک روز الهه به زیرزمین می رود و با ورود الهه به زیرزمین ، در روی زمین باروری متوقف می شود . نه دیگر درختی سبز می شود و نه دیگر گیاهی هست . خدایان که از ایستایی جهان ناراحت بودند ، برای پیدا کردن راه حل جلسه می کنند و قرار می شود که نیمی از سال را " دوموزی " به زیر زمین برود و نیم دیگر سال را خواهر دوموزی که " گشتی ننه " نام دارد ، به جای برادر به زیرزمین برود . وقتی دوموزی به روی زمین می آید ، بهار می شود و تمام مراسم نوروز هم ظاهرا و احتمالا به دلیل آمدن اوست . وقتی دوموزی را به زیرزمین میفرستند ، لباس قرمز تنش می کنند و دایره ، دنبک ، ساز و نی لبک دستش می دهند و این یعنی خود حاجی فیروز . صورت سیاهش هم مربوط به بازگشت از دنیای مردگان است و این شادمانی ها برای بازگشت دوموزی از زیرزمین است .
همه می دانیم حاجی فیروز طلایه دار عید نوروز است ، اما اکثر ما از داستان شکل گیری این اسطوره بی خبریم .

دکتر کتایون مزداپور استاد زبان های باستانی و اسطوره شناس گفته است زنده یاد دکتر مهرداد بهار سال ها پیش حدس زده بود سیاهی صورت حاجی فیروز به دلیل بازگشت او از سرزمین مردگان است و اخیرا خانم شیدا جلیلوند که روی لوح اکدی فرود ایشتر به زمین کار می کرد ، به نکته تازه ای پی برد که حدس دکتر بهار و ارتباط داستان بنیادین ازدواج مقدس با نوروز و حاجی فیروز را تایید می کند .

دکتر مزداپور می گوید : " نوروز جشنی مربوط به پیش از آمدن آریایی ها به این سرزمین است لااقل از دو سه هزار قبل این جشن در ایران برگزار می شده و به احتمال زیاد با آیین ازدواج مقدس مرتبط است . تصور می شده که الهه بزرگ ، یعنی الهه مادر ، شاه را برای شاهی انتخاب و با او ازدواج می کند . "
دکتر صنعتی زاده این الهه را " ننه " یا " ننه خاتون " نام داده ، معادل سومری آن " نانای " و معادل بابلی و ایرانی آن " ایشتر " و " آناهیتا " است . تا آنجا که می دانیم این الهه خدای جنگ ، آفرینندگی و باروری است .

دکتر مزداپور داستان این ازدواج نمادین و اسطوره ای را که بنیادی ترین نماد نوروز است چنین شرح داد : " اینانا یا ایشتر که در بین النهرین است عاشق " دوموزی " یا " تموز " می شود ( نام دوموزی در کتاب مقدس تموز است ) و او را برای ازدواج انتخاب می کند . "
تموز یا دوموزی در این داستان نماد شاه است . الهه یک روز هوس می کند که به زیرزمین برود . علت این تصمیم را نمی دانیم . شاید خودش الهه زیرزمین هم هست . خواهری دارد که شاید خود او باشد که در زیرزمین زندگی می کند .
اینانا تمام زیورآلاتش را به همراه می برد . او باید از هفت دروازه رد شود تا به زیرزمین برسد . خواهری که فرمانروای زیرزمین است ، بسیار حسود است و به نگهبان ها دستور می دهد در هر دروازه مقداری از جواهرات الهه را بگیرند .
در آخرین طبقه نگهبان ها حتی گوشت تن الهه را هم می گیرند و فقط استخوان هایش باقی می ماند . از آن طرف روی تمام زمین باروری متوقف می شود . نه درختی سبز می شود ، نه گیاهی هست و نه زندگی . و هیچکس نیست که برای معبد خدایان فدیه بدهد و آنها که به تنگ آمده اند جلسه می کنند و وزیر الهه را برای چاره جویی دعوت می کنند .
الهه که پیش از سفر از اتفاق های ناگوار آن اطلاع داشته ، قبلا به او وصیت کرده بود که چه باید بکند .
به پیشنهاد وزیر خدایان موافقت می کنند یک نفر به جای الهه به زیرزمین برود تا او بتواند به زمین بازگردد و باروری دوباره آغاز شود . در روی زمین فقط یک نفر برای نبود الهه عزاداری نمی کرد و از نبود او رنج نمی کشید ؛ و او دوموزی شوهر الهه بود . به همین دلیل خدایان مقرر می کنند . نیمی از سال را او و نیمه دیگر را خواهرش که " گشتی نه نه " نام دارد ، به زیرزمین بروند تا الهه به روی زمین بازگردد .
دوموزی را با لباس قرمز در حالی که دایره ، دنبک ، ساز و نی لبک دستش می دهند ، به زیرزمین می فرستند . شادمانی های نوروز و حاجی فیروز برای بازگشت دوموزی از زیرزمین و آغاز دوباره باروری در روی زمین است .
 

داستان عمو نوروز

یکی بود ، یکی نبود . پیر مردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی ، زلف و ریش حنا بسته ، کمرچین قدک آبی ، شال خلیل خانی ، شلوار قصب و گیوه تخت نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست می آمد به سمت دروازه شهر .
 
بیرون از دروازه شهر پیرزنی زندگی می کرد که دلباخته عمو نوروز بود و روز اول هر بهار ، صبح زود پا می شد ، جایش را جمع می کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط ، خودش را حسابی تر و تمیز می کرد . به سر و دست و پایش حنای مفصلی می گذاشت و هفت قلم ، از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرک آرایش می کرد . یل ترمه و تنبان قرمز و شلیته پرچین می پوشید و مشک و عنبر به سر و صورت و گیسش می زد و فرشش را می آورد می انداخت رو ایوان ، جلو حوضچه فواره دار رو به روی باغچه اش که پر بود از همه جور درخت میوه پر شکوفه و گل رنگارنگ بهاری و در یک سینی قشنگ و پاکیزه سیر ، سرکه ، سماق ، سنجد ، سیب ، سبزی ، و سمنو می چید و در یک سینی دیگر هفت جور میوه خشک و نقل و نبات می ریخت . بعد منقل را آتش می کرد و می رفت قلیان می آورد می گذاشت دم دستش . اما ، سر قلیان آتش نمی گذاشت و همانجا چشم به راه عمو نوروز می نشست .
 
چندان طول نمی کشید که پلک های پیرزن سنگین می شد و یواش یواش خواب به سراغش می آمد و کم کم خرناسش می زفت به هوا .
 
در این بین عمو نوروز از راه می رسید و دلش نمی آمد پیرزن را بیدار کند . یک شاخه گل همیشه بهار از باغچه می چید رو سینه او می گذاشت و می نشست کنارش . از منقل یک گله آتش برمی داشت می گذاشت سر قلیان و چند پک به آن می زد و یک نارنج از وسط نصف می کرد ؛ یک پاره اش را با قندآب می خورد . آتش منقل را برای اینکه زود سرد نشود می کرد زیر خاکستر ؛ روی پیرزن را می بوسید و پا می شد راه می افتاد .
 
آفتاب یواش یواش تو ایوان پهن می شد و پیرزن بیدار می شد . اول چیزی دستگیرش نمی شد . اما یک خرده که چشمش را باز می کرد می دید ای داد بی داد همه چیز دست خورده . آتش رفته سر قلیان . نارنج از وسط نصف شده . آتش ها رفته اند زیر خاکستر ، لپش هم تر است . آن وقت می فهمید که عمو نوروز آمده و رفته و نخواسته او را بیدار کند .
 
پیر زن خیلی غصه می خورد که چرا بعد از آن همه زحمتی که برای دیدن عمو نوروز کشیده ، درست همان موقعی که باید بیدار می ماند خوابش برده و نتوانسته عمو نوروز را ببیند و هر روز پیش این و آن درد دل می کرد که چه کند و چه نکند تا بتواند عمو نوروز را ببیند ؛ تا یک روزی کسی به او گفت چاره ای ندارد جز یک دفعه دیگر باد بهار بوزد و روز اول بهار برسد و عمو نوروز باز از سر کوه راه بیفتد به سمت شهر و او بتواند چشم به دیدارش روشن کند .
 
پیر زن هم قبول کرد . اما هیچ کس نمی داند که سال دیگر پیرزن توانست عمو نوروز را ببیند یا نه . چون بعضی ها می گویند اگر این ها همدیگر را ببینند دنیا به آخر می رسد و از آنجا که دنیا هنوز به آخر نرسیده پیرزن و عمو نوروز همدیگر را ندیده اند
.

نوروز - باستانی ترين جشن در دنيا



نوروز جشنی است باستانی ، که هزاران سال پيشينه دارد . نوروز نه تنها در فرهنگ و تاريخ ما و ملل و کشور های همسايه و همريشه با ما پر سابقه ترين جشن است ، بل اصلاً در جهان نيز همطرازی ندارد . 
به قرار اسطوره های ويدا و اوستا  ، جشن نوروز در زمان يما ( جمشيد ) سرسلاله شاهان پاراداتا يا پيشداديان بلخ بنياد يافته است . اين اسطوره ها به هزاران سال پيش بر می گردند  و تثبيت وجود شخصيت های اسطوره يی و زمان وقوع رويدادها در آن ها تا کنون ممکن نشده اند  . و اما در روايات قديمی از پنج تا هفت هزار سال و بيشتر از آن تذکر رفته است . 

در يکی از روايات آمده است که چون يما بر اورنگ شاهی نشست ، با ديوان به جنگ پرداخت ، آنان را شکست داد و تابع کرد و به فرمانبرداری و کار مجبورشان کرد . يمای درخشان ديوان را بفرمود تا کان ها بکنند و جواهرات برون بياورند و به قعر دريا ها بروند و گوهر ها برون نمايند و مردمان را راه ثروت بياموزند ، عطر های خوشبو فراهم بکنند و جامه های رنگين ببافند . 

به شکرانه وفور نعمت و آسايش و رفاه بود ، که يمای بزرگ و درخشان جشنی برپا ساخت . در همين جشن آفريدگار يما را از زمستان سخت با سرمای نابودی آور ، که در پيش بود ، آگاه گردانيد‌. به يما هوشدار ميشود که سرما از قله بلند کوه ها تا قلب دره ها و دريا ها را فرا خواهد گرفت و همه جا از برف پوشيده خواهد بود و تنها يک سوم از جانوران ، که در بيابان ها و دره ها و کوه ها بسر ميبرند ، خواهند توانست بگريزند و بقيه هلاک خواهند شد و يما را بفرمود تا برای حفظ آدميان و جانوران و نباتات پناهگاه بسازد ، تا دوران سرما آن جا باشند و تباه نگردند . پس يما چنان کرد و برای مردمان پناهگاه بساخت و از حيوانات و نباتات هم از هر نوع دسته‌يی را در آن جاگرد آورد . 

اسطوره ها حکايت دارند ، که زمستان براستی پر از سردی و يخبندان طولانی بيامد ، اما بالاخره مژده پايان آن هم رسيد و به شکرانه آن يما جشنی پرشکوه برپا کرد ، که همين جشن نوروز است و تا امروز برغم همه سرد و گرم روزگار و آن همه تيغ و آتش که زادگاهش را باربار دريد و بريد و پاره کرد و بسوخت و خاکستر ساخت و غرقه در خون نمود ، وارثان فرهنگ آريايی آن را فراموش نکردند و ترک ننمودند . 

و اما در اسطوره ها يما خود دچار فرجام سخت ميگردد : چون ديوان را کار گران آمد پيش ابليس برفتند و نزد او بناليدند و چاره بخواستند . ابليس خود را در صورت فرشته بر يما ظاهر ساخت و او را فريب داد و در نتيجه بر او زوال نعمت شد .

اين ضحاک يا اژی دهاکا که به گونه حيوان بزرگ ، زورمند و آدمخوار ، با سه سر و هفت چشم تمثيل شده ، در واقع پادشاه سامی بين النهرين بوده است . چند هزار سال پيش دولت پيشداديان در اثر لشکرکشی پادشاه سامی بين النهرين سقوط کرده و يما تاج و تخت خود را و همراه با او مردم همای بخت خويش را از دست داد . ضحاک بر مردمان ظلم بسيار و طاقت فرسا روا داشت ، تا اين که تريتونا ( فريدون ) برادر زاده يما، قيام نمود و ضحاک را بکوفت و کشور و مردم را از ظلم و برده‌گی نجات داد . 

اگر از فروعات بگذريم ، آنچه باقی ميماند ما را از ورای غبار ابهام هزاران سال به گذشته بسيار دور به جايی ميرساند ، که مردی نيکو صورت و نيکو سيرت ، خردمند و توانا و دادگر ، دولت پيشداديان را در بلخ بنياد ميگذارد و کار نامه درخشان او نامش را در حافظه ملی به صورت يمای درخشان جاودانه ميسازد ، چنان که همه حوادث در هزاران سال ياری نابودی آن را نمی يابد . جشنی هم که يمای دادگر و خردمند و درخشان بنياد مينهد و ما به نام نوروز ميشناسيم ، با غلبه بر همه مصايب گذشته ، تا امروز زنده مانده است .

اين جشن از سوی بنيادگذار آن و هم از سوی شاهان و شاهنشاهان سرزمين ما و هم سوی آنانی که اين فرهنگ را پذيرفتند ، با شکوه و جلال و حشمت زياد برگزار ميشده است . برگزاری جشن های بزرگ در دربار ، ساز و آواز و شادمانی و رقص و پايکوبی ، بخشش ها و صله های در خور برای شاعرانی که اشعار خوب و برازنده پيشکش ميکردند ، همچنان بخشش و صله به کارگزاران دولت و سرداران سپاه که خدمات شايان شان شايسته گراميداشت ميبود ، باريابی مردم و رسيده‌گی به شکايات مردم از سوی شاه ، بخشش معياد باقيمانده حبس زندانيان ، نشانی کردن اسپ ها در داغگاه ها و ده ها رويداد شاد و اميد بخش دگر به نوروز شکوه ميبخشيد .

آنچه که نوروز را جاودانه ساخته ، بيش از همه منطق اجتماعی و طبيعی نوروز ميباشد . با نوروز سال نو خورشيدی آغاز مييآبد و پس از سردی و رکود زمستان ، فصل کار و کوششی شروع ميگردد ، که زنده‌گی و سطح محصول و در نتيجه سطح رفاه در سال آينده ، به آن بسته‌گی دارد . هزاران سال چنين بوده و اکنون نيز چنين است . در فرهنگ و مدنيتی که زراعت و مالداری زيربنای آن ببشمار ميرفته ، رويداد و روز و جشن و اميد و سرور اجتماعی مهم تر از نوروز نميتوانسته وجود داشته باشد . 

از جمله به دليل بالا نوروز در کشور ما به مثابه جشن دهقان نيز برگزار ميگردد . در اين روز دهقانان ، باغبانان و مالداران و در مجموع شاغلين ساحه زراعت و مالداری دستاورد های برازنده خود را تؤام با آماده‌گی ها برای کار و کوشش در سال نو به نمايش گذاشته ، توجه جامعه را در زمينه جلب ميکنند . اين رسم نوروزی نيز ، که بيشتر از تشريفات درباری در تاريخ معاصر کشور برازنده گرديده ، در فرهنگ و مدنيت باستانی کشور ما ، که در آن زراعت و مالداری مقام قابل ستايش و گراميداشت را دارا بود ، ريشه دارد و پاسخگوی نيازمندی های امروزی ما نيز ميباشد . در اين رابطه يکی از شايسته ترين کار ها مراسم نهال شانی ميباشد ، که يکی از عنعنات ارزنده ملی ما بوده و اکنون هم اگر هر فرد با آرزوی پايان جنگ ، استقرار صلح و اتحاد ملی و فراهم سازی زمينه بهروزی مردم و سرسبزی و آبادانی کشور ، کم از کم يک اصله نهال بر زمين بنشاند و دل را از کينه و دشمنی پالوده سازد ، شکی نيست که پس از سالی چند مزارع ، باغ ها و جنگلات ، همچنان دهات و شهر ها باز سبز و خرم خواهد شد و توان آن پديد خواهد آمد ، تا زمين های باير و دشت های ناآباد و حتی تپه ها و بلندی ها و کوه هاسرسبز و خرم ساخته شود . 

فرهنگ باستانی ما ، که زراعت و مالداری و آبادی و سرسبزی را برای رفاه و آسايش آدمی و بقای سلامتی محيط زيست ميخواهد ، طبعاً با بزرگترين مصيبت اجتماعی يعنی جنگ ، که کار و کوشش های سازنده را مانع شده و دستاورد های آن را نابود ميسازد و بدتر از آن آدمی را به دست آدمی نابود ميکند سازگار نميتواند باشد . بر خلاف اگر به ادبيات کلاسيک و هم به ضرب المثل های عاميانه که خرد تجربه قرون را بازتاب ميدهد مراجعه کنيم ، آنجا سخن همه از ستايش کار و کوشش ، خدمت و آبادانی و توصيه گذشت ، برده باری ، مدارا و مروت است و آن جا هم که از قهرمانان و جنگاوران و سپه سالاران ستايش شده برای نبرد شان به خاطر صلح ، آزادی و داد و کوتاه ساختن دست متجاوز و زورگو و ستمکار و هواخواهی از ملت ، مردم ، شرافت ، عدالت و انسانيت و دستگيری از نيازمندان در ميان ميباشد .

در کنار رسوم دارای خصلت اجتماعی ، در نوروز رسومی پسنديده ديگری نيز است ، که بيشتر به کانون خانوده‌گی و استواری و نيکبختی آن ارتباط دارد . از اين جمله است باورهای قديمی در باره برگشت روح نياکان و مرده‌گان برای کومک به وارثان و بازمانده‌گان در آستانه جشن نوروز . چنان که روشن است ، يک سال خورشيدی ۳۶۵ روز و پنج ساعت و چهل و هشت دقيقه و پنجاه ثانيه ميباشد . چون سال را به دوازده ماه تقسيم ميکردند و هر ماه را سی روز قياس مينمودند ، باکسر دقيقه ها و ثانيه ها ، پنج روز ديگر اضافی ميماند . به همين سبب ۳۶۰ روز را گاه زنده ها و ۵ روز آخر سال را از آن مرده‌گان ميدانستند . باور گذشته‌گان بر آن بود ، که در همين پنج روز آخر سال ارواح مرده‌گان به سوی خانه و کاشانه بر ميگردند ، تا به وطن و خانواده خود کومک نمايند و جمعاً ده روز را ميان خانواده خويش بسر برند . به همين سبب کوشش ميشده تا بخصوص در هنگام سال نو و آستانه آن بيشتر و بهتر از هر زمانی کانون خانواده در تفاهم ، همدلی و خوشی کامل باشد ، زيرا باور داشتند که در غير آن ارواح گذشته‌گان ناخشنود شده و خانوداه را پيش از سپری شدن موعد ترک خواهند کرد . 

ورود بهار نيز حاصل همين فرود دسته جمعی ارواح نياکان و گذشته‌گان ، که باور بر مقدس بودن و بهشتی بودن شان بود ، پنداشته ميشد . روشن کردن چراغ قبل از تاريکی هوا در آستانه نوروز و نيز اين که در نوروز بايد در خانه و با خانواده خود بود ، در همين باور ريشه دارد . 

رسم ديگر نوروزی که آنهم در ظاهر بيشتر خانواده‌گی مينمايد ، و با بهروزی اجتماعی نيز پيوند عميق دارد و با تقديس کشت و زرع و سبزی و خرمی و پاکی محيط زيست همريشه ميباشد ، همانا رسم هفت سين است . 

عدد هفت از زمان فرهنگ ويدايی در سرزمين ما عدد نيک و حتی مقدس پنداشته ميشد . به گونه مثال در آيين ميترايی بر هفت اصل تاکيد ميشده است . باور به پروردگار يکتا ، داشتن تنها يک همسر ، مخالفت با برده‌گی و برده‌داری ، اسير افسون ثروت نشدن ، انتخابی بودن زمامداران و رهبران دينی و دولتی ، از شمار همين اصول است . 

به همين سان هفت مرحله سلوک ــ طلب ، عشق ، معرفت ، استغنا ، توحيد ، حيرت و فنا ــ وجود داشته ، که شيخ عطار از آن در منطق الطير به نام هفت وادی سلوک يادکرده است . 

همين است که مولانا جلال الدين بلخی ميفرمايد :

هفت شهر عشق را عطار گشت 

ما هنوز در خم يک کوچه ايم 

به همين ترتيب هفت مرتبت روحانيت و هفت رنگ محترم وجود داشته است . چنان که نظامی ميگويد :

هفت رنگ است زير هفت اورنگ

نيست بالا تر از سيــاهـي رنـــگ 

در آيين زردشتی نيز عدد هفت مقدس بوده است ، چنانچه پيروان اين آيين بايستی راستی و درستی ، پاک منشی ، پندارنيک ، گفتارنيک و کردارنيک ، عشق و محبت و خدمتگذاری به انسان و جامعه را رهنما قرار ميدادند . 

در اديان موسوی و عيسوی و همچنان در دين مقدس اسلام نيز عدد هفت به تکرار آمده است . 

به هر رو در سفره رنگين نوروزی هفت خوردنی که نام آن با حرف سين آغاز گردد ، قرار داده ميشود . مثلاً سير ، سرکه ، سمنک ، سمارق ، سنجد ، سيب ، سبزی ( پالک ) ، سبزه و غيره . چنان به نظر ميرسد ، هفت سين در گذشته های دور هم نزديک به رسم امروزی بوده باشد ، گرچه پسانتر ها سفره نوروزی با شمع ، شاخه های گل ، شاخه برخی درختان بارور ، خوشه غله جات ، حبوبات ، آب ، شير ، عسل و تخم مرغ هم تزيين ميشد . 

هفت ميوه يا ميوه تر کرده نيز از شمار سنن نوروز است . چند روز مانده به نوروز انواع شيرين کشمش ، آبجوش ، شکر پاره و امثالهم را ميشويند و در آب تر ميکنند . يک روز پيش از نوروز خسته باب چون چهارمغز ، بادام ، خسته و پسته را نيز پوست گرفته ، به ميوه های ديگر اضافه ميکنند . يک مشت سنجد هم پا پوست اضافه ميشود . اين ترکيب خوشمزه و در عين زمان بسيار مفيد و صحی ، معمولاً در نوروز بعد از غذای ظهر صرف ميگردد . از شمار غذا های نوروزی رايج ترين آن سبزی چلو و ماهی است . 

داماد ها به خانه نامزد خود خوانچه نوروزی ميبرند . ماهی و جلبی جز اصلی خوانچه را تشکيل ميدهد . ساير خوردنی ها و نيز تحفه ها نظر به سليقه و توان طور دلخواه بر آن اضافه شده ميتواند . بردن گل هم نزد خانواده های شهری و روشنفکر رايج گشته ، که هم با روحيه نوروز همخوانی دارد و هم به هر رو پسنديده و نيکو است .

نزد مردم مسلمان افغانستان رسوم باستانی نوروز صبغه های اسلامی نيز يافته است . از آن جمله ميتوان از افراشتن جهنده بر فراز زيارت ها و اماکن مقدسه در کابل و ولايات ياددهانی نمود . در اين ميان افراشتن جهنده بر مزار شاه ولايتمآب حضرت علی کرم الله وجهه در مزار شريف ، مرکز ولايت بلخ مراسم پر شکوه و پر از جذبه دارد و عقيده بر آن است ، که در اين روز کور ها بينا ميشوند و بيماران شفا ميآبند و نياز حاجتمندان برآورده ميشود . با افراشتن جهنده بر زيارت سخی در کابل ، که آن هم مراسم با شکوه و پر جذبه دارد ، ميله سخی شروع ميگردد ، که بخصوص برای کودکان و نو جوانان و جوانان سرور آور و با نشــــاط است .

به همين سان سال هجرت حضرت پيامبر اسلام ( ص ) بحيث مبدأ سالشماری پذيرفته شده ، گرچه تقويم رايج مبتنی بر سال خورشيدی است و تنها مناسبت های دينی بر اساس سال قمری محاسبه و تعيين ميشود .

با نوروز يک سلسله جشن ها و ميله های بهاری آغاز می يابد ، که در آن عام و خاص امکان شرکت را دارند . از اين شمار ميتوان از ميله گل سرخ در تورغوندی ، ميله ارغوان در اطراف کابل ، ميله گل نسترن در باغ بالا و ميله گل نارنج در جلال آباد نام برد . 

در فصل گل نارنج و تحت نام ميله گل نارنج ، در جلال آباد ساليانه مشاعره بزرگ نيز صورت ميپذيرد‌.

به هر رو نوروز جشن خوشی و اميد ، جشن آغاز بهار و سال نو ، جشن ياددهانی از رسم و رواج ها و سنن پسنديده ملی و روشنترين مظهر فرهنگ باستانی سرزمين ما است . 

نوروز در کشور های همجوار که با ما دارای رشته های متعدد روابط بشری ، تاريخی و فرهنگی اند ، نيز جشن گرفته ميشود . 

نوروز ، بهار و آغاز سال نو همه با اميدها و آروزهای نو ارتباط دارد . بی گمان امروز بزرگترين اميد و حياتی ترين نياز مردم افغانستان پايان جنگ و رسيدن به صلح و آرامش و يافتن زمينه و امکان کار و زنده‌گی فارغ از تهديد و ارعاب است . به اميد نوروزی که افغان ها با تکيه بر فرهنگ ، هويت ملی و منافع ملی مشترک و اراده ملی در فضای صلح ، تفاهم و اتحاد ملی به پيشواز سال نو بروند و هر نوروز نقطه عطف تازه در کار و کوشش برای آبادانی کشور و آسايش ، رفاه و نيکبختی مردم باشد و بدينترتيب افغان ها باز جای شايسته خود را در ميان ملل متمدن جهان احراز نمايند .

***

عکس عمو نوروز یا حاجی فیروز_1391

عکس عمو نوروز یا حاجی فیروز_1390

عکس عمو نوروز یا حاجی فیروز_1389

عکس حاجی فیروز سالی یه روز_1392

عکس حاجی فیروز سالی یه روز_1391

عکس حاجی فیروز سالی یه روز_1390

 

ایران زیبای من2

دریاچه سد طالقان

ایگل

چشمه‌های باداب سورت

نئور و سوباتان (گیلان)

آبشار شیرآباد

آبشار کبودوال

کرمانشاه- بیستون
قلعه رودخان (گیلان- محل شكست اعراب هنگام حمله به گیلان)
قلعه رودخان
 
ماسوله (گیلان)
 
جنگل‌های الیمستان

عکسهای خانه های قديم تهران

 

3

خانه قوام السلطنه  

 

13

خانه قوام السلطنه  

5

 

خانه قوام السلطنه   

1

خانه قوام السلطنه   

 

2

خانه مشير الدوله 

 

1

خانه وثوق  الدوله   

 

 

10

 

خانه امام جمعه  

 

19

خانه مقدم  

 

 

11

خانه مقدم  

 

10

خانه مقدم  

Hamadan

 

Ganj-Nameh Inscriptions

ganj-nameh

Ganj-Nameh, Inscriptions of Darius I and Xerxes, Hamadan, Achaemenid

گنج‌نامه، سنگ‌نبشته‌های داریوش یکم (بزرگ) و خشیارشا، همدان، هخامنشی

Pardeh-Khani

pardeh-khani

Paredeh-Khani (Narrator from the Canvas), Hamadan

پرده‌خوانی، همدان

Sang-Shir Statue

sang-shir-hamadan

Sang-Shir (Stone Lion) Statue, Hamadan, Mades or Parthian

تندیس سنگ‌شیر (شیر سنگی)، همدان، مادی یا اشکانی (پارتی)

ایران زیبای من

رودخانه سیروان.کردستان

رودخانه زریوار .کردستان

لرستان آبشار شوی

لرستان آبشار شوی

لرستان آبشار بیشه

آبشارهای شوشتر

قشم جزیره هنگام

درفک (گیلان) به معنی آشیانه عقاب
درفک (گیلان) به معنی آشیانه عقاب
چابهار گل افشان-کهیر

10 کوه برتر و دیدنی ایران

 
ایران ما به سواحل شمال ,مشهد و شیراز خلاصه نمی شود بلکه هزاران دیدنی مذهبی ,تاریخی و طبیعی در آن یافت می شود که شاید اسم آنها به گوش شما هم نرسیده باشد.

بولتن نیوز: برای رسیدن به این زیبایی ها فقط کافیست چشم هایتان را باز کنید و به جستجو بپردازید .حتما شگفت زده خواهید شد.

با 10 کوه برتر و دیدنی ایران آشنا شوید.

 

1. دماوند

کوه دماوند بلند ترین کوه ایران و همچنین بزرگترین آتشفشان خاور میانه است. این کوه در بخش مرکزی رشته کوه البرز و بخش لاریجان شهرستان آمل قراردارد.

اگرچه این کوه از لحاظ تقسیمات کشوری جزء رشته کوه البرز است اما در زوهای صاف و آفتابی در تهران ,قم و ورامین هم قابل رویت است.

این کوه اولین اثرطبیقی است که در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده و در اساطیر و کتاب های متعدد از آن نام برده شده است.

این کوه به عنوان بلندترین کوه کشور همواره مورد توجه کوهنوردان بوده است.همچنین دماوند دارای چشمه‌های آب گرم لاریجان، اسک و وانه است.

2.دنا

دِنا بلندترین قله رشته‌کوه‌های زاگرس در باختر ایران و در باختر مرکز فلات ایران است.

بلندای این قله ۴۴۴۸ متر است و در ۳۵ کیلومتری شمال غربی شهر یاسوج در شهر سیسخت جای گرفته‌است. شهرستانی که این قله در آن قرار دارد نیز شهرستان دنا نام دارد.بارش سالانه در این قله از ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ میلی‌متر است و رودهای بسیاری نیز از آن سرچشمه می‌گیرند.

3.زرد کوه

زرد کوه بختیاری با حداکثر ارتفاع بیش از ۴۲۰۰ متر دومین کوه زاگرس از نظر ارتفاع (پس از دنا) است.

این کوه در نزدیکی کوهرنگ در استان چهار محال و بختیاری در ایران قرار دارد.رشته کوه های زرد کوه بختیاری در جنوب غربی ایران و از انتهایی‌ترین قسمت غربی استان چهارمحال و بختیاری تا شرق و شمال شرق خوزستان امتداد یافته‌است. این رشته کوه یکی از غنی‌ترین ذخایر طبیعی آب ایران است و دو رودخانهٔ پرآب کشور (کارون و زاینده‌رود) نیز از دامنه‌های آن سرچشمه می‌گیرند.

از قلل زیبا و معروف آن می‌توان به شاه شهیدان، زرده، دوزرده، هفت‌تنان، کلونچین و کینو اشاره کرد. در این میان، قلّه کلونچین، با ارتفاع ۴۲۲۱ متر بلندترین قله زردکوه بختیاری است. همچنین قله شاه شهیدان هم ۴۱۵۰ متر بلندی دارد.

4.تفتان

تَفتان نام تنها آتشفشان فعال در سراسر ایران است. این کوه در منطقهٔ جنوب شرقی ایران، در استان سیستان و بلوچستان قرار گرفته‌است. این قله در حدود چهار هزار متر از سطح آب‌های آزاد ارتفاع دارد و بلندترین قله در منطقه جنوب شرقی ایران است. نزدیکترین شهر به تفتان خاش نام دارد.

تفتان در زبان پارسی به معنای مکان گرما است. این آتشفشان فعال است و گازهای گوگرد در دهانه آن منتشر می‌شوند. کوهنوردان عموما از یال غربی صعود می‌کنند که پناهگاه مجهزی ساخته شده‌است.

به دلیل وزش بادهای سنگین و سرد در فصل زمستان عموماً صعود به این قله بسیار دشوار است.

5.توچال

توچال قله‌ای در شمال تهران و به ارتفاع ۳۹۶۲ متر می‌باشد که بخشی از دامنه رشته‌کوه‌های البرز است. دامنهٔ جنوبی توچال مجاور با شهر تهران و قلهٔ آن مشرف به این شهر است.

مشهورترین و پر رفت و آمدترین پناهگاه‌ها و جان‌پناه‌های توچال به ترتیب از شرق به غرب کلک‌چال، شروین، شیرپلا، ایستگاه پنجم تله کابین، اسپیدکمر و پلنگ‌چال هستند که همگی آن‌ها مشرف به تهران هستند.

پیست اسکی و تله کابین

تله‌کابین توچال دارای سه خط اصلی و سه خط تله‌سی‌یژ و یک خط تله‌اسکی می‌باشد. روی هم رفته درازای سه خط اصلی این تله‌کابین، نزدیک به ۷۵۰۰ متر است که در میان تله‌کابین‌های نصب شده در دنیا یکی از طولانی‌ترین خطوط تله‌کابین پیوسته به شمار می‌رود. ایستگاه سوم این تله کابین در ارتفاع ۲۰۰۰ متری از سطح دریا، ایستگاه پنجم در ارتفاع ۳۰۰۰ متری و ایستگاه هفتم در ارتفاع ۳۷۰۰ متری از سطح دریا است.

کار ساخت تله‌کابین توچال، در سال ۱۳۵۳ به دست بهمن باتمانقلیچ و با همکاری شرکت فرانسوی «پوما» و شرکت اتریشی «دوپل مایر» آغاز شد و در سال ۱۳۵۷ پایان یافت.

از سال ۲۰۰۳ مهمان‌پذیری به نام «هتل توچال» در ایستگاه هفتم تله‌کابین توچال تکمیل و راه‌اندازی شده‌است. نمای این هتل از چوب بوده و به دامنهٔ شمالی توچال و دامنهٔ جنوبی البرز مرکزی و قلل آزادکوه و خلنو اشراف دارد. قدیمی‌ترین جان‌پناه کوهنوردی ایران (اسپید کمر) در جنوب قلهٔ توچال و شرق ایستگاه ۵ قرار دارد.

6.اشتران‌ کوه‌

اشتران کوه‌، از بلندترین‌ رشته‌ کوه‌های‌ کوهستان‌ زاگرس است‌

این‌ رشته‌ کوه‌ بخشى‌ از چین‌خوردگى‌ زاگرس‌ (میانى‌) است‌ که‌ در امتداد شمال‌ باختری‌ - جنوب‌ خاوری‌ به‌ طول‌ حدود 50 کم و عرض‌ حدود 2 تا 11 کم در فاصله دو شهرستان‌ دورود و الیگودرز از استان‌ لرستان‌ قرار گرفته‌ است‌، به‌ گونه‌ای‌ که‌ از 10 کیلومتری‌ جنوب‌ خاور شهر دورود آغاز، و به‌ جنوب‌ روستای‌ چقاگرگ‌ منتهى‌ مى‌شود.

رودهای‌ کوچک‌ بسیاری‌ از این‌ قله‌ها سرچشمه‌ مى‌گیرند که‌ مهره‌ زرین‌، ماربره‌، گهررود، دره‌ دایى‌ و دره‌ دزدان‌ از آن‌ جمله‌اند. دریاچه گهر در یکى‌ از دامنه‌های‌ جنوب‌ باختری‌ اشتران‌کوه‌ و در دره گهررود قرار دارد.

دامنه‌های‌ اشتران‌ کوه‌ از دیرباز محل‌ استقرار برخى‌ طوایف‌ بوده‌ است‌؛ خاندان‌ فضلویه‌ که‌ از کردهای‌ شام‌ شمرده‌ مى‌شدند، پس‌ از مهاجرت‌ از آنجا و عبور از میافارقین‌ و آذربایجان‌، دامنه‌های‌ شمالى‌ اشتران‌کوه‌ را به‌ عنوان‌ محل‌ استقرار خود برگزیدند. آنان‌ بعدها به‌ اتابکان‌ لرستان‌ شهرت‌ یافتند.

مراتع‌ دامنه‌های‌ اشتران‌ کوه‌ مورد استفاده عشایر این‌ ناحیه‌ است‌. اشتران‌ کوه‌ و به‌ ویژه‌ دریاچه گهر دارای‌ جاذبه‌های‌ طبیعى‌ بسیاری‌ است.‌

این رشته کوه از لحاظ گونه‌های جانوری و گیاهی جزء مناطق حفاظت شده است و در سال ۱۳۴۸ جزء محیط زیست جهانی قرار گرفت.

از گونه‌های جانوری آن می‌توان به خرس قهوه‌ای، روباه، کفتار، گراز، گرگ خاکستری، بز کوهی، قوچ و از پرندگان می‌توان به عقاب، کبک، جغد، اردک و شاهین اشاره کرد که همگی تحت حفاظت محیط زیست می‌باشند.

در اشترانکوه پسته کوهی به فراوانی یافت می‌شود و پوشش گیاهی متنوع آن اعم از گون، ریواس و استپ‌ها در شیب ملایم بعضی نقاط و گل‌های طبیعی و خودرو محل مناسبی برای جانوران ساکن در اشترانکوه‌است که در آن زاد و ولد کرده و از آنان تغذیه می‌کنند.

7.بی‌بی شهربانو

کوه بی‌بی شهربانو در جنوب شرقی تهران قرار دارد

در دامنه‌های کوه ری و بر فراز صخره‌ای کوهستانی، بنایی گنبدی مینایی به نام بقعه بی‌بی شهربانو واقع است.

پایین پله‌های بقعه بی‌بی شهربانو و در سمت راست غاری به چشم می‌خورد که مدخل تنگ و باریکی دارد.

داخل غار نیز برای نذر شمع روشن می‌کنند. در قسمتی از این غار پنجره‌ای مشبک قرار دارد.

در این کوه ساختمانی کهن به نام بقعه بی‌بی‌شهربانو وجود دارد.

آثار باقی‌مانده از بافت تاریخی ری که دیوار اصلی برج و باروی این شهر بوده در شمال روی بلندی‌های چشمه علی تا غرب کوه بی بی شهربانو، ادامه می‌یابد.

8.کوه سبلان

سبلان با تلفط ترکی آذربایجانی ساوالان و در تالشی سفلون، نام کوهی است مرتفع در شمال غرب کشور و در استان اردبیل

کوه سبلان در شمال شرقی و در ۲۵ کیلومتری جنوب شرقی مشگین شهر قرار دارد.

سبلان سومین قله بلند ایران و یک کوه آتشفشانی غیر فعال است. ارتفاع قله این کوه ۴۸۱۱ متر است و در بالای قله آن دریاچه کوچکی قرار دارد.

سبلان به خاطر آبگرم‌های طبیعی دامنه کوه، طبیعت تابستانی زیبا و پیست اسکی معروف الوارس مورد توجه گردشگران است.

در جبهه غربی، قله سلطان و در کنار جانپناه سنگی به شکل عقاب قراردارد که در طول زمان به نمادسبلان تبدیل شده است.

این قطعه سنگ که به واقع اعجاز طبیعت است به شکل عقابی است که نشسته و سر را به جانب شرق چرخانده است.

این کوه در طول جغرافیایی ۴۷ درجه و ۵۰ دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۸درجه و ۱۷دقیقه شمالی قرار گرفته‌است.

برای این کوه عظیم ۶۰ کیلومتر طول و ۴۵ کیلومتر پهنا تخمین می‌زنند و سطحی که به وسیله آن در آذربایجان قرارگرفته نزدیک به ۶۰۰۰ کیلومترمربع است.

سلسله کوه‌های سبلان به طور کلی سه قله معروف دارد قله بزرگ آن به سلطان و دو قله دیگر به هرم و کسری مشهورند.

امتداد سبلان شرقی - غربی است و از شرق و شمال و جنوب کوهی به نام قوشه داغ آن را به رشته کوه ارسباران متصل می‌کند.

قسمت شرقی کوه سبلان به قله آتشفشان سبلان که در ارتفاع ۴۸۱۱ متری قرار دارد منتهی می‌شود.

در قله آن دریاچه‌ای زیبا به چشم می‌خورد و تمام قلل سبلان در ایام سال پوشیده از یخ و برف‌های دائمی است.

9.سهند

سهند نام قله‌ای در جنوب شهر تبریز دراستان آذربایجان شرقی است

ارتفاع کوه سهند از سطح دریا 3695 متر می‌باشد و مخروطی بسیار پهن و گسترده دارد که از توف‌ها و خاکسترهای فوران تشکیل گردیده و بر اثر آب‌های جاری دره‌های تنگی در آنها ایجاد شده است.

سهند در زمره کوه‌های رشته کوه‌های البرز است که در شمال مراغه و از غرب به شرق کشیده شده و بلندترین قله آن جام نام دارد که ۳۷۱۰ متر ارتفاع دارد. سهند و جام دو قله به هم چسبیده این رشته کوه می‌باشند.

سهند در تمام سال پوشیده از برف است. دامنه‌های سهند در طول سال پوشیده از گل و ریحان و لاله واژگون است.

کوهستان سهند بعد از سبلان یکی از بزرگترین و مهمترین برجستگی‌های آذربایجان و از معروفترین کوه‌های آتشفشان و خاموش ایران است که در 50 کیلومتری جنوب تبریز و 40 کیلومتری شمال مراغه قرار گرفته است.

قله منفرد و آتشفشانی خاموش سهند در میان جلگه آذربایجان قد برافراشته است این کوهستان آتشفشانی خاموش شبیه آرارات و البرز و سبلان بوده خط فاصل بین دو توده خروجی البرز و توده ارمنستان به وجود آمده است.

ارتفاع متوسط سهند 1400 تا 2200 متر بوده که در آن بریدگی‌های سخت، دامنه‌هائی با شیب تند با تنگه‌های باریک و رشته کوه‌ها کشیده شده در موازات یکدیگر به وجود آمده است.

در این تنگه‌های کوهستانی رودخانه‌های پر آبی به سوی دو آبگیر عمده آذربایجان یعنی دریاچه ارومیه و دره قزل اوزن جریان دارند.

جهت رشته کوه‌های سهند اکثراً شرقی - غربی است ولی در مجموع کوه‌های سهند به صورت شعاعی در جهت مساوی کشیده شده‌اند.

حد شرقی سهند، شهرستان هشترود تا دره قزل اوزن و حد غربی آن سواحل شرقی دریاچه ارومیه می‌باشد.

10.كوه‌هاي مريخي

كوه‌هاي منحصربه‌فرد و زيباي مريخي كه در جاده چابهار به گواتر ديده مي‌شوند، از زيباترين مناظر طبيعي ايران هستند كه كمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

حدود 40 تا 50 كيلومتر پس از چابهار به سمت بندرگواتر، كوه‌هايي در سمت چپ جاده نمايان مي‌شود كه به كوه‌هاي مينياتوري يا مريخي معروفند. وجود اين كوه‌ها با توجه به منظره كاملا متفاوتي كه در سمت راست جاده و رو به‌سوي دريا وجود دارد، باعث مي‌شود تا يكي از زيباترين جاده‌ها و مناظر طبيعي استان سيستان و بلوچستان به‌وجود آيد كه به دليل عدم معرفي، كمتر مورد بازديد قرار گرفته‌اند.

اين كوه‌ها كه از منحصربه‌فردترين كوه‌هاي ايران است، به ثبت و حفاظت محيط زيست نيز در نيامده‌اند تا دست کم به اين وسيله نامشان در فهرست مناظر زيبا و بي‌نظير ايران به‌جا گذاشته شود.

كوه‌هاي مريخي مناظري از کوه‌هاي کره ماه را براي انسان تداعي مي‌کنند و جنس رسوبي آنها و همچنين فرسايش خاص كوه‌ها موجب ايجاد شيارها و تراش‌هاي زيبايي شده است که گويي نقاشي ماهر آنها را به تصوير کشيده است.

اين کوه‌ها كه چاک چاک هستند و شکل‌هاي نامانوس دارند و فاقد پوشش گياهي هستند و به خاطر غيرعادي بودنشان، در سال‌هاي اخير و در ميان گردشگران، به کوه‌هاي مريخي شهرت يافته‌اند، نمونه‌هاي بدبوم (بدلند) هستند که پديده بوم‌شناختي ويژه‌اي است.

رنگ تقريبا سفيدرنگ کوه (چيزي ميان طوسي و سفيد) با واريزه‌هاي بسيار در پاي ‌آن، وجود گرما و حرارت و شرجي هوا و رطوبت نسبتا بالا و سوي ديگر آن دريا که به‌اين منظره آغوش گشوده است، مناظري رويايي و تخيلي را در ذهن بيننده پديد مي‌آورد. همين منظره منحصربه‌فرد كه جاده چابهار ـ گواتر آن را به دو نيم تقسيم كرده، باعث شده تا اين جاده به يكي از زيباترين جاده‌هاي ايران تبديل شود. يك‌سو كوه‌هاي مخروطي مريخي با آن رنگ خاكستري خيال‌انگيز و سوي ديگر درياي سبز و ماسه‌هاي اندكي سرخ با درختچه‌هاي بياباني در كرانه آن.

دشت كه در ميان جاده آبگير مي‌شود، تالاب‌هايي را پدپد مي‌آورد، كه در سوي دريا صورتي است و در سوي كوه خاكستري مايل به سفيد. جايي كه به آن تالاب صورتي مي‌گويند. اين جاده كه با سراشيبي‌ها و سربالايي‌هاي بسيار، نمايان شدن گاه‌به‌گاه دريا در سمت چپ و نظاره منظره از ارتفاع، از جاذبه‌هاي خاص گردشگري در استان سيستان و بلوچستان است.

عجیب‌ترین تصویر سال

عجیب‌ترین تصویر سال؟ نه، تنها تصویری از یک تور زیردریایی است.

shark600

این کوسه‌ماهی ببری ماده اندازه بدنش را به ردیفی از غواصان اسکوبا در ساحل تایگر در باهاما، یک نقطه محبوب اکوتوریسم (توریسم طبیعی)، نشان می‌دهد.

نگرانی‌های ابراز شده است که این محل‌های اکوتوریسم ممکن است شیوه زندگی طبیعی کوسه‌ها را که برای یافتن غذا پرسه‌زنی می‌‌کنند، مختل کنند، زیرا ماهیان شکارچی غول‌آسا بیش از حد به غذاهایی که راهنماهای تورها برای کشاندن آنها به سمت خودشان می‌دهند، وابسته می‌شوند.

اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که این نگرانی بی‌مورد است. در واقع اکوتوریسم مسئولانه با تشویق کردن دولت‌های محلی به حفاظت از کوسه‌ها ممکن است به این جانوران سود برساند.

برج نقاره خانه





بنا به روایات تاریخی، این برج در حدود هزار سال پیش به دستور شخصی به نام " بزرگ امید " ( بوزرجمید) به عنوان مدفن ساخته شده است. البته مورخان اعتقاد دارند "بزرگ امید" دین زرتشتی داشته واین مقبره (استودان ) را ساخته و تزئین کرده است تا پس از مرگش استخوان های وی را در آنجا دفن کنند. همانطور که میدانید پیروان دین زرتشت،خاک را از جمله عناصر پاک به حساب می آوردند،لذا از دفن مردگان خود در داخل زمین خودداری کرده ،بلکه اجساد مردگان را درارتفاعی قرارداده تا خوراک پرندگان شوند.سپس این استخوانها را جمع آوری کرده و در داخل کوزه هائی در محل هائی به نام استودان(استخوان) قرار می دادند. این برج زیبا یه صورت هشت ضلعی ساخته شده است و دارای سردابه ای در زیر برج است که توسط راهرویی که در بیرون تعبیه شده به زیر برج راه دارد. ارتفاع برج حدودا" 3 متر است و چنین به نظر می رسد تزیینات زیبای حاشیه بالای برج (کاشی ها طلایی ) در اواخر دوره قاجاریه غارت شده یا از بین رفته است . با توجه به این که این برج در یک نقطه سوق الجیشی بنا شده است در گذشته آن را " دیده سپاه سالاران " نیز می گفتند .همچنین در نزدیکی این محل،دو سایت باستانی دیگر نیز وجود دارد یکی معروف به برج اینانج که گفته می شود گورستان سلطنتی از دوران سلجوقیان بوده و قبر یکی از سرداران به نام آن دوران به نام اینانج بوده و دیگری قلعه ای نظامی مسوم به قلعه طبرک. با کاوشهائی که در این منطقه صورت گرفته پارچه های فاخری از دوران آل بویه در گورستان سلطنتی پیدا شده است. بنای برج اینانج به صورت مدور با قطر دایره ای حدودا" 36 متر ساخته شده است.همانطور که گفته شد اینانج یکی از سرداران به نام سلاجقه بوده است که در سال 548 شمسی به دست غلامانش به قتل رسید و جسدش در این مکان دفن گردید.

بازفت


« بازفت» چهارمحال و بختیاری را بسیاری از ایرانیان یا به بهارش می شناسند یا به انباشت برفهای زمستانی اش. "بازفت"شهرستان کوهرنگ در190 کیلومتری شهرکرد،سرچشمه رودهای فلات مرکزی و جنوبی ایران است. بهار بازفت، تصویری زیبا از یک اثر هنری را رقم می زند و در دورنمای تصویر آن، آمیزه ای از ترکیب رنگ های سرد و تند طبیعی است که دار ای عمق میدانی زیبا برای دیدن است و وصف بهار کوهرنگ بویژه بخش بازفت را فقط با کلک خیال انگیز واژگان می توان توصیف کرد . تصاویر شاعرانه "تاراز" و شاعرانگی کوه و درخت و دره و رود ،‌میدانی برای زیبا دیدن طبیعت خداست که هرچه بیشتر خیره شوی، به ابعادی تازه تری از بهشت روی زمین می رسی. بسیاری از مردم و هنرمندان،کمتر با بهار بازفت آشنایی دارند اما نقطه شاعرانه گردشگری در ایران را بازفت باید دانست و بهار بازفت، بهار فصل گردشگری ایران است، چرا که هر روز، این منطقه در فصل بهار به رنگی زیبا آراسته می شود و ممکن است روز بعد رنگهایی که پیشتر دیده ای، دیگر در طبعیت روز بعد نبینی. وجود بافت و کوچ عشایر در فصل بهار، این منطقه را به "اکو موزه" بزرگ کشور تبدیل کرده و کوچ عشایر و زندگی عشایری و مناطق بکر این منطقه گنجینه طبیعی ایران است که حداقل باید یک بار خودتان آن را ببینید. گوناگونی زیبایی های طبیعی منطقه به شکلی است که بخش بازفت را به عنوان یک منطقه چهار فصل گردشگری معرفی کرده و در این منطقه از شهرستان کوهرنگ،گیاهان در حاشیه هایی از انبوهی برف رشد می کنند و تابلوهای زیبایی از خلقت خداوند را به نمایش می گذارند. وجود چند چشمه سار خنک و خروشان، رودخانه های جاری بازفت و زاینده رود و کارون، رنگ طبیعی بهار و کوچ عشایر و زندگی عشیره ای نیز به این زیبایی خدادادی افزوده است. شش کانون در محور بازفت شهرستان کوهرنگ برای توسعه گردشگری وجود دارد که از این تعداد، دو کانون اصلی، دو کانون مکمل و دو کانون بین راهی محسوب می شود و کانونهای گردشگری محور" جاده بازفت" چهارمحال و بختیاری، دارای ظرفیت بالایی برای پذیرش گردشگران فلات مرکزی ایران است. کانون های"پهنوس"با 22 هکتار وسعت و شهرک عشایری"چبد"به عنوان دو کانون اصلی گردشگری، "چشمه گردو" و" آبسرده" به عنوان کانونهای بین راهی و چشمه "پنجره دید" و" آب شوره" بازفت نیز به عنوان کانونهای مکمل نقش مهمی در دیدار گردشگران از این سرزمین سحرانگیز طبیعی ایران برعهده دارد. مسیر جاده بازفت دارای پتانسیل بسیار زیاد و منحصر به فردی برای جذب گردشگر است و گردشگران اصفهان، خوزستان و چهارمحال و بختیاری را به سمت خود کشانده است. بازفت در شهرستان کوهرنگ چهار محال و بختیاری در مسیر خوزستان از دیرباز محل کوچ ییلاق و قشلاق و ایلراههای عشایر بوده و همواره توجه گردشگران بویژه گردشگران خارجی را برانگیخته است. هم اکنون 147 کیلومتر از محور بازفت به خوزستان در حال احداث ، آسفالت و مرمت است و در آینده قرار است،به عنوان یکی از راه های مواصلاتی استان درحد فاصل بین بازفت شهرستان کوهرنگ و مسجد سلیمان و ایذه در خوزستان مورد استفاده قرار بگیرد. چهارمحال و بختیاری-بهار- برف- شهرکرد-طبیعت- - - -

حاشيه رودخانه بازفت

 
   
   
 
 

گزارش تصویری از باروی ری قدیم

طولانی ترین آبشار ایران

 

آبشار آتشگاه لردگان طولانی ترین آبشار ایران است که در چهارمحال و بختیاری خودنمایی می کند. این آبشار 3کیلومتری که به آبشار مینیاتوری ایران معروف است، یکی از بی نظیر ترین جاذبه های طبیعی کشور به شمار می رود که در 190 کیلومتری شهرکرد و در40 کیلومتری شهر لردگان قرار دارد و به دره‌ای می ریزد که با پستی و بلندی های خود آبشارهای کوچک متعددی را ایجاد می کند که یکی از بی نظیرترین ترین جلوه های طبیعت را به وجود می آورد.

طولانی ترین آبشار ایران

مسیر این آبشار از محل چشمه تا اتصال به رودخانه خرسان از فضای پرسیب و سرسبزی می گذر که در آن می توانید انواع درختان و گیاهان جنگلی کمیاب را ببینید.

رودخانه خرسان یکی از سرچشمه های اصلی رودخانه بزرگ کارون و از ارتفاعات برفگیر دنا و زاگرس مرکزی در جنوب استان اصفهان و شمال کهگیلویه و بویر احمد سرچشمه می گیرد و پس از الحاق چندین رود و چشمه دیگر در استان چهار محال بختیاری وارد استان خوزستان می شود.

طولانی ترین آبشار ایران

برای رسیدن به این آبشار باید به 40 كیلومتری شهر لردگان، پس از روستاهای میلاس و سردشت شوش در روستای آتشگاه سفر کنید. روستای آتشگاه كه خاطرات سرداران عیلامی را به یاد می‌آورد،‌ دره‌‌ای تنگ و زیبا با خصوصیات بكر و طبیعی است که در میان آن، نهر خروشانی جاری است و سنگ‌های آهی و گچی و درختان كهنسال گردو، چنار، بلوط و زبان گنجشك پیرامون آن را فرا گرفته‌اند.

در فاصله‌ 200 متری‌ دره‌ هم دو آبشار نسبتا بزرگ‌ خواهید دید که در کنار عناصر زیبای‌ طبیعی‌ مانند دره‌، سبزه‌زار و اقلیم‌ مناسب‌، فضای‌ بسیار فرحبخشی‌ را جهت‌ گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ فراهم‌ آورده‌اند.

 

طولانی ترین آبشار ایران

جاده آسفالته، نشیمنگاه، آلاچیق، سرویس بهداشتی و دسترسی به روستاهای اطراف از امکانات موجود درآبشار اتشگاه لردگان است.

اگر گذارتان به لردگان افتاد، یادتان باشد که سری هم به پیست اسكی چلگرد در حاشیه روستای چلگرد بزنید که در بخش شرقی دامنه كوه كاركنان واقع شده است.

طولانی ترین آبشار ایران

چشمه برم، چشمه سندگان، امام‌زاده شهسوار در 45 كیلومتری باختر لردگان، امام‌زاده جعفر در 5 كیلومتری باختر لردگان و امام‌زاده حسن در 75 كیلومتری خاور لردگان هم از دیگر دیدنی های این منطقه هستند.

رودخانه های رکورد دار جهان

شماری از رودخانه ها در زمینه های مختلف، رکورددار هستند.

 

طولانی ترین رودخانه جهان

رود نیل ، به طول 6 هزار و 650 کیلومتر واقع در شمال شرقی آفریقا و از 9 کشور اتیوپی، زئیر، کنیا، اوگاندا، تانزانیا، رواندا، برونئی، سودان، سودان جنوبی، مصر عبور می کند.


 

عریض ترین رودخانه جهان

رودخانه ریودولاپلاتا  در آمریکای جنوبی که محل تلاقی دو رودخانه است.


 

رنگین ترین رودخانه جهان

رود کانو کریستال واقع در کلمبیا - این رودخانه به نام های دیگری از جمله رودخانه رنگ های پنجگانه، قوس القزح و زیباترین رودخانه در جهان نیز خوانده شدند.


 

کثیف ترین رودخانه جهان

رودخانه کیتاروم واقع در اندونزی - حدود 5 میلیون نفر از این رودخانه، درآمد کسب می کنند.


 

کوتاه ترین رودخانه در جهان

رودخانه رو - به طول 61 متر واقع در آمریکا.


 

طولانی ترین رودخانه در جزیره

رودخانه  کابوس واقع در اندونزی که طول آن به یک هزار و 143 کیلومتر می رسد .

 

 

عمیق ترین رودخانه در جهان

رودخانه کونگو در آفریقا. عمق آن به 230 متر می رسد . سومین رودخانه بزرگ جهان و با طول 4700 کیلومتر، نهمین رودخانه جهان از لحاظ طول.

طولانی ترین بازار ایران


طولانی ترین بازار ایران

بازارگردی اولین علاقه سفر برای بیشتر ایرانی ها است اما با بازارهای تاریخی و سنتی شهرها چطورید؟ اگر از قدم زدن در فضای تاریخی بازارهای لذت می برید، پیشنهاد می کنیم یک سفر به کرمان داشته باشید تا بتوانید طولانی ترین راسته بازار ایران را در این شهر ببینید. بازار بزرگ کرمان جایی است که به احتمال زیاد ماندنی ترین بخش سفر شما را رقم خواهد زد!

 


طولانی ترین راسته بازار ایران از میدان ارگ شروع و به میدان مشتاقیه ختم می‌شود. هر بخش از بازار کرمان در زمان یکی از فرمانروایان این شهر ساخته شده و به خاطر برخی ویژگی‌هایش در ایران منحصر به فرد و دارای شهرت جهانی است. این بازار که به بازار گنجعلی‌خان هم شناخته می‌شود، یکی از مهمترین مراکز تاریخی و همچنین تجاری کرمان است به طوری که بیش از 60 درصد آثار تاریخی این شهر را در خود جای داده است.

در این راسته می توانید صفه عزاخانه، مسجد وکیل، مسجد گنجعلی خان، مسجد چهلستون و... را ببینید که شکل خاص هر کدام از آنها نشان دهنده دوره خاصی از معماری ایرانی است.نمای گچبری در سقف چهارسوق گنجعلی‌خان حدود 350 تا400 سال پیش ساخته شد و هنوز در جای جای این سقف نقاشی های رنگ روغن قابل مشاهده است.

بازار نقارخانه: در نخستین قدم از میدان ارگ با دهنه بزرگ بازار نقارخانه آغاز می شود، که دارای سقف و سردری بزرگ و بلند و مزین به کاشی کاری است و دارای چند اتاق در بالا است. به نظر می رسد معماری این قسمت بازار مربوط به اواخر دوره قاجاریه است.

بازار سراجی: در حرکت به طرف شرق، به بازار سراجی می رسیم که از نقارخانه شروع و به چهار سوق منتهی می شود. این بخش از بازار در گذشته محل سراج ها و چمدان سازها بوده است.

طولانی ترین بازار ایران

کاروانسرای چهار سوق: در انتهای بازار سراجی و قبل از ورود به چهار سوق به کاروانسرای چهار سوق می‌رسیم، موقعیت این کاروانسرا در نزدیکی دروازه غربی شهر و میدان ارگ از طرفی و از طرف دیگر قرار گرفتن ما بین دو راسته بازار شرقی و غربی و راسته بازار شمالی جنوبی موقعیت ویژه و ممتازی را به آن داده است. این کاروانسرا در دو طبقه احداث و دارای نزدیک به 90 حجره و انباری و محل استراحت مسافرین بود و دو راسته بازار در ضلع های شرقی و جنوبی آن قرار داشت. طبقه فوقانی آن برای استفاده مسافرین بود و در پایین حجره ها و مغازه ها قرار داشت.

مجموعه و بازار گنجعلیخان: در امتداد مسیر خود به سمت شرق به بازار و مجموعه گنجعلیخان می رسیم که بنا به اسناد معتبر بر روی بازار قدیمی شهر ساخته شده است. گنجعلیخان طبق دستور شاه عباس طرح بازاری به انضمام چهار سوقی رفیع و حمامی بسیار بزرگ و عالی با میدان و مدرسه و ضراب خانه و مساجدی چند به همراه آب انباری بسیار بزرگ و محکم با طراحی معماران یزدی و اصفهانی احداث نمود.

طولانی ترین بازار ایران

بازار اختیاری: این بازار کم عرض و تنگ را می‌توان قدیمی‌ترین بخش بازار محسوب کرد. این بازار از مغرب با بازار گنجعلیخان و ازمشرق به بازار وکیل محدود می شود. از مهمترین بخش‌های این بازار می‌توان به مدرسه علمیه شفیعیه، سرای گلشن، سرای سردار و بازارچه آن منسوب به سردار نصرت و تیمچه محمودیه اشاره کرد.

مجموعه و بازار وکیل: بازار کرمان از سمت شرق به بازار طولانی و مجموعه وکیل می رسد. مجموعه وکیل شامل مسجد، بازار، حمام و کاروانسرا است. از مهمترین عناصر این بازار می توان حمام وکیل، کاروانسرای وکیل،مدرسه حیاطی، دو قیصریه (اول و دوم) و مسجد وکیل را نام برد.

مجموعه و بازار مظفری: در ادامه مسیر راسته اصلی بازار در انتهای شرقی آن به بازار مظفری ختم می‌شود که شامل آب انبار، مسجد، مدرسه، تکیه و بازار است. متأسفانه تمامی بناهای این مجموعه به غیر از مسجد جامع مظفری و تکیه (صفه عزاخانه) همه از بین رفته است.

 

راسته شمالی

دومین راسته مهم و اصلی بازار کرمان راسته شمال غربی به جنوب شرقی است که در طول مسیر جاده ای که از دروازه شمالی شهر - دروازه خراسان - خیابان ابوحامد آغاز و در انتهای خود به چهار سوق ختم می‌شود و از آنجا به بعد در طول راسته جنوبی امتداد می‌یابد.

طولانی ترین بازار ایران

بازار عزیز: دروازه شمالی شهر قدیم کرمان (دروازه خراسان) پس از طی مسافتی به بازار عزیز می رسد. امروز از بازار عزیز جز نامی باقی نماده است. از علل اصلی زوال این بازار احداث خیابان شریعتی از شرق به غرب و قیچی کردن بازار بود که سبب شد این بازار از بین برود.

مجموعه و بازار حاج آقا علی (بازار آهنگری): این بازار که در گذشته قبل از احداث خیابان شریعتی در امتداد بازار عزیز و پیوسته به آن بود از خیابان شریعتی شروع و به سمت جنوب تا راسته بازار کفاشها امتداد دارد. از مهمترین عناصر مجموعه حاج آقا علی به غیر از بازار می‌توان آب انبار، کاروانسرا و مسجد چهلستون را نام برد.

راسته بازار کفاش‌ها: این راسته بازار که از مهمترین و پر رونق‌ترین بازارهای شمالی - جنوبی است پس از بازار حاج آقا علی تا ابتدای بازار کلاه مالی قرار گرفته است. از عوامل رونق آن تجمع صنفی در یک راسته و تنوع در ارائه کفش است که سبب استقبال مشتریها شده است.

طولانی ترین بازار ایران

بازار کلاه مال‌ها: این راسته بازار بین دو مجموعه گران‌قدر، عظیم و با شکوه ابراهیم خان و گنجعلی‌خان قرار دارد و در مقایسه با آن دو مخروبه به نظر می‌آید.

مجموعه و بازار ابراهیم خان: پس از بازار کلاه مال‌ها مجموعه و بازار زیبای ابراهیم خان قرار دارد. مجموعه ای که تمامی شکوه و اعتبار راسته شمالی بازار متعلق به آن است. مجموعه ابراهیم خان مشتمل بر مدرسه و خلوت حمام و قیصریه و آب انبار است.

راسته بازارهای مسگری: در امتداد بازار کلاه مالی در ضلع شمالی میدان گنجعلی‌خان راسته مسگری شمالی وجود دارد

طولانی ترین بازار ایران

راسته جنوبی

قدیمی‌ترین راسته بازار کرمان این بخش است. راسته جنوبی بازار کرمان از دروازه جنوبی شهر، دروازه « رق آباد » یا « ریگ آباد» آغاز شده و تا چهار سوق در مرکز بازار امتداد دارد. در گذشته کالاها و کاروان‌هایی که از جنوب وارد شهر می‌شدند و نیز کاروان‌هایی که از شمال(خراسان) به طرف جنوب می‌رفتند از این بازار و دروازه آن عبور می‌کردند.

بازار قلعه محمود: این بازار از محل دروازه سابق جنوبی کرمان یعنی دروازه رق آباد (ریگ آباد) در خیابان احمدی شروع می‌شود و به شکل بازار سرپوشیده تا خیابان امام خمینی به سمت شمال امتداد دارد. در این بازار بیش از 100 مغازه وجود دارد. یکی از عوامل فرسودگی این بازار مغازه‌های مخروبه و فرسوده‌ای است که به حال خود رها شده‌اند.

طولانی ترین بازار ایران

بازار میدان قلعه: در امتداد بازار قلعه محمود به سمت شمال، بازار میدان قلعه قرار دارد که از خیابان امام خمینی شروع و به سمت شمال تا چهار سوق ادامه پیدا می‌کند. بازار میدان قلعه از جمله قدیمی‌ترین و طویل‌ترین بازارهای کرمان پس از بازار بزرگ است که در محله میدان قلعه قرار دارد. از خصوصیات فیزیکی این بازار می‌توان به ارتفاع کف مغازه‌ها نسبت به سطح بازار و وجود سکو در پیشخوان مغازه‌ها اشاره کرد که از آن برای نمایش کالاهای مورد فروش استفاده می‌گردید.

 

ارگ راين در جنوب کرمان

 

با عکس ها سفر کنيد

 
  • ارگ راين در جنوب کرمان
  • ارگ راين در جنوب کرمان
  • ارگ راين در جنوب کرمان
  • ارگ راين در جنوب کرمان
  • ارگ راين در جنوب کرمان
  • ارگ راين در جنوب کرمان
  • ارگ راين در جنوب کرمان
  • ارگ راين در جنوب کرمان
  • ارگ راين در جنوب کرمان
  • ارگ راين در جنوب کرمان
  • ارگ راين در جنوب کرمان

گزارش تصویری: چهار فصل باغ شاهزاده

گزارش تصویری: چهار فصل باغ شاهزاده
محل استقرار این باغ در نزدیكی مقبره شاه نعمت‌الله ولی می‌باشد. باغ شاهزاده ماهان كرمان یكی از نمونه باغ تخت‌های ایرانی است كه از شرایط مساعد طبیعی ممتازترین بهره‌برداری را نموده است....
 
 باغ شاهزاده در دامنه كوه جوپار و در بستر كویری، در فاصله 35 كیلومتری جنوب‎شرقی شهر كرمان و در فاصله 6 كیلومتری شهر ماهان در مسیر جاده كرمان - بم در استان كرمان بنا گردیده است.
این باغ در عصر قاجار در دوران یازده ساله فرمانفرمایی عبدالحمید میرزا ناصرالدوله (1298 هـ . ق تا 1309 هـ . ق) احداث گردیده است. محل استقرار این باغ در نزدیكی مقبره شاه نعمت‌الله ولی می‌باشد. باغ شاهزاده ماهان كرمان یكی از نمونه باغ تخت‌های ایرانی است كه از شرایط مساعد طبیعی ممتازترین بهره‌برداری را نموده است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  
 
 
 

آشنایی با تپه حسن‌لو - آذربایجان غربی

تپهٔ حسن‌لو در ۷ کیلومتری شهر نقده قرار دارد و یکی از تپه‌های باستانی ایران است که قدمت آن به بیش از ۶ هزار سال قبل از میلاد می‌رسد

تپه حسن‌لو با وسعت30 هکتار و ارتفاع 20 متر در 7 کیلومتری شمال شرق شهر نقده در استان آذربایجان غربی و در کنار روستای حسن لو واقع شده است. جام بزرگ طلایی حسن‌لو که مربوط به دوران مانائی می‌باشد در این تپه کشف شده است.

بنا به ارزیابی‌ها، قدمت این تپه به 6000 سال قبل از میلاد می‌رسد و تا دوره اسلامی نیز محل سکونت و استقرار بوده و کاوش‌ها نشان می‌دهد چندین بار به علت آتش سوزی تخریب و مجددا بنا گردیده است.

با اکتشافات انجام شده و خارج شدن شهر باستانی از زیر خاک آثاری از جمله زیور آلات زنانه، مجسمه‌های تزئینی، خنجرها و دشنه‌های آهنی و برنزی و... کشف شده است.

جام زرین حسن‌لو به ابعاد 21 سانتی متر بلندی و 25 سانتی متر قطر و 950 گرم وزن متعلق به هزاره اول قبل از میلاد است و از یکی از اتاق‌های سوخته در سال 1338 کشف شده و روی آن نقش خدایان سه گانه‌ای سوار بر ارابه دیده می‌شود.

خدای آب، خدای زمین و خدای خورشید؛ همینطور کاهنی که جام بلندی به دست دارد و چندین نقش دیگر که از بارزترین نمونه‌های هنر دوران خود است .این جام هم‌اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود.

دژ حسن‌لو و دیوار دفاعی آن:

دور تا دور قلعه را دیواری به قطر 3 متر و ارتفاع 7 متر فرا گرفته بود. در فاصله 30 متری از باروی قلعه، برج‌های مربع شکلی به ابعاد 10×10 متر ساخته شده بود.

در مرکز دژ حسن‌لو یک حیاط چند ضلعی نامنظم ساخته شده است. دور تا دور این حیاط را  تالارهای ستون‌دار، ایوان‌های دراز و اتاق‌های کوچک و بزرگ تشکیل می‌دهند.

در انتهای جنوبی حیاط قربانگاه قرار دارد و در انتهای شمالی آن چند لوح سنگی به ارتفاع سه متر و بدون هیچ گونه علامت دیده می‌شود.

بناهای وابسته به حیاط مرکزی:

در جنوب شرقی حیاط مرکزی  یک تالار وسیع با چند انباری از زیر خاک بیرون آمده است. در این تالار خمره‌های بزرگ متعددی یافت شد.

در شمال این انبار قدیمی‌ترین و اولین تالار ستون‌دار به طول 6 و عرض 4 متر قرار گرفته و راه ورودی آن از انبار است. در مرکز این تالار دو ردیف چهار ستونی تعبیه شده و فاصله ستون‌ها از یکدیگر پنج متر است.

در کنار دیوارها ته ستون‌های سنگی دیده می شود. محراب یا محل اصلی معبد در جنوب تالار قرار دارد. در شمال این تالار چند اتاق کوچک و بزرگ ساخته شده است. در میان این تالار اسکلت دو اسب پیدا شده است.

در جنوب حیاط مرکزی یک واحد ساختمانی شامل اتاق‌ها و تالارهای متعدد ساخته شده است. معبد دوم که شامل تالاری ستون‌دار است، بخشی از این واحد ساختمانی را تشکیل می‌دهد.

به فاصله 5/3 متری از در ورودی سمت شمالی تالار، سکویی به اضلاع 2×3 متر قرار دارد.

در وسط جبهه جنوبی تالار، محلی شبیه محراب ساخته شده است که از آن به اتاق کوچک پشت معبد راه دارد. در داخل معبد محلی برای روشن کردن آتش مقدس در نظر گرفته شده بود و در جنوب غربی معبد اجاقی مستطیل شکل دیده می‌شود.

در گوشه جنوب غربی حیاط مرکزی معبد سوم یا تالار ستون‌دار سوم قرار دارد.

این واحد ساختمانی از سمت شرق به حیاط مرکزی، از غرب به دیوار غربی قلعه (برج و باروی حسن‌لو)، از جنوب به راهرویی باریک و از شمال به راهی که در گذشته از معابر دژ حسن‌لو بود و به دروازه غربی حسن‌لو می‌رسید، محدود می‌شود.

این دروازه تنها راه ورودی دژ حسن‌لو از غرب است. واحد ساختمانی جنوب غربی که تالار ستون دار آن جدیدترین تالار ستون دار حسنلو به شمار می‌رود، در شمال غربی معبد دوم احداث شده است.

از گوشه جنوب غربی حیاط مرکزی دری به سوی تالار ستون دار این واحد باز می‌شود. دو ردیف چهار ستونی به انضمام دو پایه ستون هایی که در کنار دیوار قرار دارند، سقف را نگهداری می کردند.

شیوه ساخت این تالار با حذف پایه‌های ستون‌های کنار دیوار، شبیه بناهای دوره هخامنشی مخصوصاً تالارهای ستون‌دار کاخ‌های تخت جمشید است.

آثار مکشوفه از حفاری‌های باستان شناسی تپه حسن‌لو:

اشیای قابل توجه و ارزشمندی که تاکنون در کاوش‌های نقاط مختلف تپه حسن‌لو، به ویژه از گورهای قدیمی پیرامون آن به دست آمده است، نمونه کاملی از صنایع ساکنان قدیمی این ناحیه را نشان می دهد.

این اشیاء شامل اشیای استخوانی و سنگی، اشیای  نقره‌ای، اشیای سفالی، اشیای مفرغی و اشیای طلایی است. معروف‌ترین این اشیاء، جام حسن‌لو است.

بنای سه گنبد (بنای باستانی ارومیه)

 سه گنبد، نام برجی در جنوب‌شرقی شهر ارومیه مرکز استان آذربایجان‌غربی در ایران است. این بنا آرامگاه بوده و در سال ۵۸۰ قمری در جنوب‌شرقی ارومیه ساخته شده است. مقبره یا برج آجری سه گنبد متعلق به قرن ششم هجری بوده و در مدخل بناسه کتیبه به خط کوفی باقی مانده است. این بنا به دستور شیث‌قاط المظفری یکی از امیران محلی سلجوقی و توسط شخصی به نام ابومنصور ساخته شده است.



برخی از مورخان عقیده دارند این بنا به جای آتشکده‌ای از دوره ساسانی احداث شده است ولی هیچ‌گونه سندی مبنی‌بر این ادعا وجود ندارد دلایلی که این مورخان ارائه می‌دهند این است که این بنا در سه طبقه و شبیه دوره ساسانی ساخته شده که دو طبقه اصلی آن یک سردابه و طبقه دوم محل عبادت بوده که روی گنبد، گنبد کوچک‌تری است که این بنا را به سه گنبد تبدیل کرده است. 


همچنین دلایلی که احتمال می‌دهند این بنا از دوره ساسانی است یکی پلکانی بودن ورود به محل عبادتگاه است که در بناهای اسلامی نظیر آن دیده نمی‌شود. دلایل دیگر احتمال وجود آتش در طبقه سوم و دلیل سوم اثر دست معماران که موردی نادر در بناهای اسلامی است. در زمان ساسانی معماران اثر دست خود را مانند امضا در جایی که بنا می‌کردند، می‌گذاشتند. در دوره سلجوقی این بناها رواج داشت و تمام تزئینات مربوط به دوره سلجوقی است.

بنای تاریخی سه گنبد عبارت است از سکوی بلندی که به شکل استوانه و مدور ساخته شده. قطر بنا پنج متر و ارتفاع آن ۱۳ متر بود، ساختمان فعلی دو طبقه است و در چهار قسمت آن دریچه‌هایی وجود دارد.


 


طبقه اول به نام سردابه خوانده می‌شود که دارای پوششی قوس‌دار است و از طبقه دوم مجزا می‌شود در کوچک طبقه اول یک متر و ۷۰ سانت ارتفاع دارد طبقه دوم که اتاق مقبره خوانده می‌شود دارای دری به ارتفاع دوونیم متر است.

به عبارت دیگر بنای استوانه‌ای شکل مدور دارای دخمه‌ای است که قسمت فوقانی آن را به وسیله آجر تبدیل به بنایی شامل اتاق مقبره کرده‌اند و مدخل آن در یک قالب معماری بر نقش و نگار محاط شده و در بدنه استوانه‌ای برج تعبیه شده است. درگاه ورودی آن در میان طاق‌های سطحی واقع شده و از لحاظ معماری زینت خاصی به آن بخشیده است.
سقف اصلی گنبد و دیوارهای آن تماما سالم و برجا است. طبقه دوم بنا مانند سایر مقادیر دوره سلجوقی روی سردابه احداث شده است. تزئینات سردر ورودی مقبره در نوع خود کم‌نظیر بوده و به‌صورت قطعات سنگ و گچ با نقوش هندسی و کتیبه به خط کوفی تزئین شده است.



مصالح قسمت‌های تحتانی بنا تا ارتفاع حدود ۳/۶ متر از سنگ‌های تراش خاکستری‌رنگ ساخته شده و از این قسمت به بالا تمام مصالح بنا از آجرهای چهارگوش ساخته شده است. این اثر با شماره ۲۴۳ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.



در حال نمایش تصاویر آلبوم «مناظر طبیعی»

 

تصاویر جالب / پرچم های ملی از مواد غذایی

لبنان

پرچم های خوراکی

ویتنام

پرچم های خوراکی

سویس
پرچم های خوراکی

اسپانیا
پرچم های خوراکی
کره جنوبی
پرچم های خوراکی
ژاپن
پرچم های خوراکی
ایتالیا
پرچم های خوراکی
هلند
پرچم های خوراکی
یونان
پرچم های خوراکی
فرانسه
پرچم های خوراکی

برزیل


استرلیا


تصاوير ديدني از درياچه اروميه

 
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه
  • درياچه اروميه



يخ زدگي درياچه شورابيل در اردبيل به روايت تصوير

يخ زدگي درياچه شورابيل در اردبيل به روايت تصوير

يخ زدگي درياچه شورابيل در اردبيل به روايت تصوير

يخ زدگي درياچه شورابيل در اردبيل به روايت تصوير

يخ زدگي درياچه شورابيل در اردبيل به روايت تصوير

يخ زدگي درياچه شورابيل در اردبيل به روايت تصوير

 

گالری عكس بازار وكیل

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گالری عكس حمام وكیل

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصاوير ديدني از ايران ما: غار کتله خور

غار كتله خور در استان زنجان، در نزديكي شهر كوچك گرماب واقع است.

طول اين غار تا 30 كيلومتر و در 4 طبقه نقشه‌برداري شده است.

غار كتله خور، غاري است آهکي که در برخي نقاط آن گل رس و خاک‌هاي حاوي اکسيد آهن قابل مشاهده است.

اين غار از نظر قدمت با غار عليصدر همدان برابري مي‌کند با اين تفاوت اين غار تقريبا خشک است.

غار کتله خور در نهايت به غار عليصدر همدان متصل مي‌شود.

از ديگر عجايب اين غار، تعدد طبقات آن است که در ميان غارهاي جهان کم نظير است.

 

حتما از ادامه مطلب دیدن کنید

عکس هایی از تخت جمشید

 

پرونده:Parse7.jpg

پرونده:Tachar-Persepolis-Iran.tif

فیلم > دیدنیهای ایران و جهان >  > ایران شناسی

گالری عكس تخت جمشید

 


زن در تاریخ

                                                                                                   بانو لکشمی بای : در میان قهرمانانی که به مبارزه علیه استعمارگران انگلیسی در هند پرداختند یک نام بسیار می درخشد و همیشه در خاطره ی مردم هند عزیز و محترم است و آن نام لکشمی بای است. لکشمی بای زن دلیری بود که بیست سال بیش تر نداشت ولی لباس مردانه به تن کرد و در صف مبارزه علیه انگلیسی ها جنگید و در حال جنگ کشته شد . به گفته ی یک سردار انگلیسی که در مقابل او جنگید . این زن جوان بهترین و دلیرترین سران شورشی بود.

 زن كه نيك مي داند مرد او را ضعيف و لطيف و موجود مرموز و استثنايي مي پندارد ، از همين نقطه ضعف استفاده مي كند . با تكيه بر همين مردشناسي و جهان بيني خاص خود به هدف هاي خويش مي رسد و نه تنها در حيطه محدود خانواده و حيطه وسيع تر جامعه و محيط دور و بر خود ، بلكه با جرات در محيط سياست و مردابي كه سياستمداران سرد و گرم چشيده را با جزر و مدهاي غيرمنتظره و موحش خود مبهوت مي سازد و گاهي شيرازه دفتر هستي افراد و اجتماعات و كشورهايي را از هم مي گسلد ، گام مي گذارد و سياستمدار مي شود و همآورد مي جويد . 
 ژاندارك در جنگ صدساله بر ضد انگلستان، رهبری فرانسویها را برعهده داشت. در نزدیکی شهر کنپی ینی، به خاطر خیانت شهردار این شهر توسط بورگونیها اسیر شد و به انگلیسیها فروخته شد. ژان دارک در یک دادگاه کلیسایی، توسط اسقفِ بووه، پیر کوشون به جرم ضدیت با قوانین کلیسا، محکوم و در میدان ویومارشه شهرِ روآن سوزانده شد. چندی بعد، در یک دادگاه تجدید نظر در سال ۱۴۵۶، شرافت این دوشیزه قهرمان باز اثبات شد. 


ادامه مطلب

کار با زباله در ساحل بندر عباس

 

 

 "انسان زباله میسازد.  حال ما میخواهیم با زباله ها بازی کنیم و انسان را بسازیم!"

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در پایان همه زباله ها جمع آوری شد و از شهرداری بندر عباس خواسته شد تا ضمن ارسال وسیله نقلیه این زباله ها را انتقال دهند.